
تیم استقلال تهران هم با نتیجه ۰ ۰در برابر ذوب آهن متوقف شد![]()
دوستون دارم بای بای![]()
خجالت نکشیدن الکی الکی باختن به قول ژنرال امیر قلعه نوعی:شما غیرت ندارید؟
البته یه نموره هم بد شانس بود که پیروز قربانی گل زد ولی افساید بود![]()
اینم یه عکس از پیروز قربانی:

آقای انصاریان اینجا پرسپولیس نیست!!!!!!!!
آقاى انصاريان، شوخى و خنده موقوف!
اينجا رختكن استقلال است. باخته اند اما ظاهراً چندان اهميتى ندارد. شايد هم اين اتفاق ديگر عادى شده.
شرايط كاملاً عادى است انگار نه انگار كه اين بازيكنان همين چند دقيقه پيش توسط مرصادى ها با يك شكست ۲ - صفر كه صد البته حاصل نمايش وحشتناك ضعيف استقلال بود به سمت رختكن بدرقه شدند.
به گزارش فاينال اسپورت نيوز هر كس مشغول كار خودش است تا اينكه صمد مرفاوى وارد رختكن مى شود. حضور مرفاوى در رختكن سروصداها را فرارى مى دهد و براى يك لحظه سكوت اتفاق شاخص رختكن آبى پوشان پايتخت مى شود. با توجه به آنچه كه بين ۲ نيمه گذشت و شدت عصبانيت مرفاوى از مهدى رحمتى بابت گلى كه در نيمه اول بر تور دروازه آقاى دروازه بان دوخته شد انتظار همه اين بود كه آقا صمد يك معركه ديدنى را به واسطه عملكرد رحمتى به معرض
![]() |
نمايش بگذارد اما ظاهراً مرفاوى هم دل و دماغ گير دادن به شخص خاصى را ندارد حتى مهدى رحمتى كه به زعم سرمربى يكى از مقصران اصلى اين شكست است. صحبت هاى آقاى صمد سراسر نيش و كنايه است، به در مى گويد تا ديوار بشنود. خوب مى داند كه اظهاراتش از داخل رختكن به بيرون درز مى كند و به گوش آنهايى كه بايد مى رسد.
: باز هم باختيم. باختن ما يك اتفاق طبيعى است. تيمى كه پدر و مادر نداشته باشد همين مى شود. مقابل هرحريفى شكست مى خورد حتى اگر تيم مقابلش ليگ يكى باشد.
عمده صحبت هاى سرمربى حول و حوش مسائل مديريتى باشگاه چرخ مى خورد:فقط همين را ياد گرفته اند كه پشت هر شكست بيايند و بگويند از صمد مرفاوى حمايت مى كنيم. چه حمايتى؟ همه ديدند كه ما مقابل مرصاد بازيكنان اصلى را نداشتيم و با ذخيره ها بازى كرديم همانهايى كه همه از توانايى هايشان خبر دارند. چه توقعى بايد از آنها داشته باشم. اگر پتانسيل بالايى داشتند كه ۳ سال روى نيمكت نبودند.
آقاى سرمربى همه گله و دلخورى اش را در همين دست حرف ها خلاصه مى كند تا استقلال حدود ۴۰ دقيقه به خاطر گوش دادن به درد و دل مرفاوى درون رختكن حبس شود.
اما حالا موقع مؤاخذه شدن توسط خبرنگاران است. سخت ترين كارى كه مرفاوى بايد انجام دهد. بازيكنان را تنها مى گذارد و به كنفرانس خبرى مى رود تا مثل اكثر اوقات در قامت يك متهم در مقام دفاع از خود برآيد. آقا صمد در را كه پشت سر خود مى بندد همه چيز به همان حالت اوليه برمى گردد. البته كمى غر زدن هاى بازيكنان هم چاشنى گپ و گفت معمول در رختكن مى شود تا بالاخره اينجا يك ربطى به رختكن استقلال پيدا كند. بيشتر از همه خيال ياغى سال هاى اخير راحت شده. او حرف هايش را مى زند تا استقلالى هاى قديمى و متعصب نگاه هاى چپ چپ خود را براى اين بازيكن نسبتاً تازه وارد حواله كنند: اصلاً خوب شد نبرديم وگرنه مى خورديم به پرسپوليس. بعد بردن آنها كه اتفاقاً قوى هم هستند كار مشكلى بود. مى شه مثل آن سالى كه استقلال هر كارى كرد نتوانست سپاهان را شكست دهد.
اين مدل حرف زدن البته به مذاق قديمى هاى استقلال خوش نمى آيد هر چند غائله با همان نگاه هاى عميق و خشمناك ختم به خير مى شود تا اين بار سعيد لطفى به دفاع از خودش و مثل خودش بپردازد و غيرمستقيم سرمربى را زير سؤال ببرد: همينه ديگه وقتى بازيكنان ذخيره را باور ندارند و توانايى آنها را قبول نمى كنند همين مى شود. ما بايد بنشينيم روى نيمكت و اين هم از آخرش.
تمام شد. حالا هم جمع وجور كرده اند و به سمت اتوبوس مى روند. ميثم بائو برخلاف خيلى ديگر از هم تيمى هايش واقعاً ناراحت است. چهره اش گواه همه دلخورى اش از بازى نكردن و البته نتيجه اى است كه استقلال را زمينگير كرده. دعواى پيش از بازى بين بائو و اميرآبادى، شماره ۱۷ را محكوم كرد كه در اين مصاف روى نيمكت بنشيند. گله بائو هم اتفاقاً به همين مسأله برمى گردد. زير لب غر مى زند كه اگر او دعوا كرده اميرآبادى هم يك طرف ديگر ماجرا بوده آنوقت چرا بايد اميرآبادى تا اين حد ضعيف اما ۹۰ دقيقه بازى كند ولى او از بيرون زمين فقط حرص بخورد و كارى از دستش برنيايد. نوازى هم البته كم ناراحت نيست. به هر حال پنالتى را خراب كرده و معلوم نيست دوباره رنگ تركيب استقلال را ببيند يا نه. منصوريان دلدارى اش مى دهد اما فايده اى ندارد. چهره گرفته و عبوس كاپيتان آبى ها در اين ديدار به هيچ عنوان باز نمى شود.
خلاصه اينكه همه سوار اتوبوس مى شوند تا به فرودگاه بروند و راهى تهران شوند. كسى حرفى نمى زند اما اين به معناى سكوت محض در اتوبوس حامل نفرات استقلال نيست. همهمه اى كه از صندلى هاى انتهايى اتوبوس بلند مى شود براى خيلى ها قابل قبول نيست. جايى كه على انصاريان، مهدى اميرآبادى، سعيد لطفى و مهدى رحمتى نشسته اند بساط شوخى و خنده به راه افتاده است اساسى. انصاريان مى گويد:بايد از بين اميرآبادى و لطفى يكى را انتخاب كنيم به عنوان بدترين بازيكن زمين، او مى گويد و دوستانش مى خندند بازار خنده داغ است كه عليرضا منصوريان با يك عكس العمل چكشى و البته به قصد پايان دادن به اين هياهوى عذاب آور وارد ماجرا مى شود: آقاى انصاريان اگر دارى دنبال بدترين بازيكنان زمين مى گردى بازى خودت را هم مرور كن آنوقت تو هم مى روى جزو گزينه ها.
منصوريان اما قصد شوخى ندارد با لحن تند و عصبانى كه حالا سكوت محض را بر اتوبوس حاكم كرده ادامه مى دهد: ديگر خجالت بكشيد. مثلاً باختيم اين همه بگو و بخند چه معنايى دارد؟ ببين آقاى انصاريان اگر وقتى در پرسپوليس مى باختيد بساط شوخى و خنده راه مى انداختى الان يادت باشد كه اينجا استقلال است و جاى اين مدل رفتارها نيست.
انصاريان جوابى نمى دهد و منصوريان هم كوتاه مى آيد تا يك حاشيه ديگر گريبان استقلال را نگيرد.
حالا ديگر همه ساكت مى شوند. صدا از كسى در نمى آيد. جمع حداقل وانمود مى كنند كه ناراحت هستند و به اين ترتيب پرونده استقلال در جام حذفى بسته شد. راستى اين همان استقلال است كه وقتى قهرمانى جام حذفى را مقابل سپاهان از دست داد صداى هق هق گريه بازيكنانش در تونل منتهى به رختكن آبى ها به وضوح شنيده مى شد...
تیم سپاهان اصفهان با نتیجه ۲ بر ۰ سایپا رو شکست داد![]()

تیم پاس هم در ضربات پنالتی شموشک رو شکست داد اینم عکس فری و ممد نصرتی:

البته در این عکس به جز ممد و فری وحید(هاشمیان)مهدوی کیا و رحمان رضایی هم حضور دارن![]()
خوب خیلی خوشحال شدیم اینم آدرس وبلاگ جدیدم:
درباره هیفا وهبی و خوانندگان دیگس بای بای![]()

