تبليغاتX
فریدون زندی،بهترین فوتبالیست ایرانی
چهارشنبه ششم تیر 1386
حال فری خوب شدو مصاحبه با مهروز ساعی
سلام بچه ها حال فری خوب شده و راحت تمرین می کنه خدا رو شکر

چند تا


اشتباه خیلی ها اینکه ورزش فقط ماله آقایونهو منم این دفعه مصاحبه با مهروز ساعی رو گذاشتم که یکی از تکواندو کاران خوب بانوان و ایرانه:

مهروز لابد وجود هادی باعث شد که به تکواندو علاقه مند بشی؟

دقیقا بچه که بودم همیشه به تمرینات هادی خیره می شدم.خانه مان در ((سه راه ورامین))شهر ری بود. هادی آنجا در همان محله باشگاه می رفت.همیشه می پریدم و به دیوار و تشک و مبل لگد می انداختم تا به داداش نشان بدهم که من هم تکواندو بلدم.

سنت را نمی پرسیم فقط بگو چند سال از هادی کوچکتری؟

(با خنده)اینکه باز همون شد...(ادمه خنده)اشکال نداره  من که خودم را جوون جا نمی زنم که بخواهم سن واقعی ام را پنهان کنم.اینها مال پیرزن هاست.من هشت سال از هادی کوچکترم.

پس حسابی جوونی؟

پس می خواستی در ۴۰-۳۰ سالگی اینقدر آماده باشم.

برای مدل های بعدی نقشه کشیدی؟

می دانم این تازه اول راه است و هنوز خیلی جا دارم تا برای کشورم مدال های خوش رنگ تر و حسابی تری بیاورم.

این اولین سفر ورزشی ات به خارج بود؟

نه قبل از این یک بار با تیم ملی دانشجویان به مسابقات جهانی رفته بودم که آنجا مدالی نگرفتم اما همان تجربه باعث شد خیلی از اشتباهات را در دوحه مرتکب نشوم. خدا هم کمکم کرد و با هدایت هادی که برایم خیلی زحمت کشیده توانستم به خواسته خودم برسم.

سفر به دوحه که بد نگذشت که؟

همیشه با هادی بودم.در تمام دهکده به رابطه من و هادی حسادت می کردند.هادی همیشه همراهم بود.خیلی خوشگذشت...

هادی را خیلی دوست داری؟

هادی غیر از اینکه برادرم است نقش پدر را بازی کرده.در دهکده از من جدا نمی شد تا احساس غریبی نکنم.

در سبک مبارزه هم از هادی تقلید می کنی؟

مو به مو حرکاتش را تقلید می کنم.حتی نگاه کردن زیر چشمی هادی به حریف را تمرین می کنم.هادی جوری به حریف نگاه می کند که رقیب ته دلش خال می شود.غیر از این فرم مبارزه ام دقیقا مثل هادی ست.البته اگر بتوانم خوب تقلید کنم.

سر مسابقه هایت هادی تورا کوچ می کرد؟

مسلما بله...اینقدر داد می کشید که گلویش می گرفت.به او مدیونم.

تو هم مبارزه هادی را تماشا کردی؟

خیلی وقت است که همه مبارزه هادی را نگاه می کنم.همه اش درس است...باور کنید در همین دوحه هم کسی به گرد پایش نمی رسید اما مسایل حاشیه ای در کنار شکستگی دست و ترک کف پا نگذاشت که طلا بگیرد.هرکس دیگری غیر از هادی بود اصلا شرکت نمی کرد.

فکر می کنی اگر با هادی مبارزه رسمی انجام بدهی می توانی شکستش بدهی؟

با یک دست و پا هم مرا می برد.خیلی زود است که با هادی مقایسه شوم.تعارف نمی کنم او یک نابغه است.من فقط سعی میکنم تکنیک هایش را تقلید کنم.

خانواده از اینکه تکواندو کار بشی حمایت کردند؟

نی گذاشتند در باشگاه ثبت نام کنم.هادی بعد از دوران دبیرستانم اصرار کرد که استعدادم را پرورش دهم.توی منزل به من یاد می داد اما همیشه مخالفت می شد اما بالاخره رضایت همه را جلب شد که به کلاس بروم.

((منبع:ویژه نامه نوروزی گل))

فعلا بای بای..........................

نوشته شده توسط روژین در 4:31 | | لینک به این مطلب
سه شنبه پنجم تیر 1386
مصاحبه با مهدی بی باک پیروز قربانی و عکسهای تیم ملیو مصدومیت جزئی فری
سلام بچه ها امیروز مصاحبه با مهدی باک رو گذاشتم امیدوارم از خوندن این مصاحبه لذت ببرید.(منبع:خانواده سبز)

گفتگوي ورزشي > مدال هاي جهاني تقديم به پدر و مادرم


    
    محجوب و سر به زير است، خجالتي خجالتي، انگار نه انگار كلكسيوني از افتخارات را در كارنامه ورزشي خود دارد... 29 سال سن دارد، اما از هفده سالگي طعم طلاي جهاني را چشيده است. او سال‌هاست كه عضو تيم تكواندوي ايران است و به مقام تيمي نايب قهرماني تكواندو در عرصه جهاني افتخار مي‌‌كند.(مهدي بي‌‌باك) تنها در عرصه مسابقات جهاني، سه طلا، دو نقره و يك برنز را كسب كرده و مي‌‌گويد(تمامي اين مدال‌هاي جهاني را به پدر و مادرم تقديم مي‌‌كنم...)پدر براي او زحمات بسياري كشيده است؛ تر و خشكش كرد، تشويقش كرد. پايش شكست، كولش كرد؛ دستش شكست، گچ گرفت؛ روحيه‌اش ضعيف شد، به او روحيه بخشيد و هميشه مي‌‌گفت: پسر، تو قهرمان جهان مي‌‌شوي... اين را به ياد داشته باش... اما افسوس كه اجل مهلتش نداد. پسر 18 ساله بود و تازه در آوردگاههاي جهاني به دنبال كسب مدال و افتخار براي ايران، كه پدر در سال 74 به رحمت ايزدي پيوست. مهدي مي‌‌گويد( اي كاش زنده ‌‌بود و قهرماني‌هاي متوالي مرا مي‌‌ديد.) او ته‌تغاري خانواده است. خانواده‌اي كه داراي شش پسر هستند، داريوش، كورش، كيانوش، كيوان، كاوه و مهدي...بي‌‌باك، آخرين قهرماني‌اش را همين چندي پيش در تايلند جشن گرفت. او سه بار طعم شيرين قهرماني جهان در رشته تكواندو را چشيده است. همچنين دو بار نايب قهرمان و يك بار هم سوم جهان شد؛ گرچه بايد به اين مقام‌ها، قهرماني ارتش‌ها و دانشجويان جهان را هم اضافه كرد...در ضمن او دانشجوي رشته تربيت بدني هم است.تصميم گرفتيم براي اين شماره با (مهدي بي‌‌باك) به گفتگو بنشينيم...
    
    
    
    _ بيوگرافي كاملي از خود و خانواده‌تان برايمان بگوييد؟


    بي‌‌باك: در 29 تير ماه سال 1357 در تهران به دنيا آمدم. نام خانوادگي‌ام به طور كامل (بي‌‌باك اصل) است. پدرم اصليت سرابي داشتند و مادرم مهاجر باكو بودند، آشنايي آن دو باعث ازدواجشان شد و ثمره ازدواج هم شش پسر... من هم به عنوان آخرين فرزند خانواده در خيابان معلم تهران به دنيا آمدم، هم ‌اكنون به همراه مادرم و برادرم (كيوان) در محله پاسداران زندگي مي‌‌كنيم. چهار برادر ديگرم، همگي متاهل هستند...
    
    _ آيا برادرانتان هم ورزشكار هستند؟
    بي‌‌باك: جالب است، نه هيچ كدام ورزش نمي‌‌كنند، همگي مثل پدر، در كار آزاد مشغول كاسبي هستند، اما همه‌شان ورزش را دنبال مي‌‌كنند.
    
    _ فوتبال يا تكواندو؟
    بي‌‌باك: به طور حتم هر دو را...
    
    _ تكواندو را از كجا آغاز كرديد، كمي توضيح دهيد كه پله‌هاي ترقي را چگونه طي كرديد؟
    بي‌‌باك: در سال 1365، زماني كه‌ نه ‌ساله بودم، علاقه‌ وافري به تكواندو پيدا كردم؛ نمي‌‌دانم چرا اين اتفاق افتاد، اما هر چه بود، علاقه شديدي به اين ورزش داشتم. به پدر گفتم كه مرا در يك باشگاه ثبت‌نام كند. مادر مخالف بود و مي‌‌گفت به درس و مشقت لطمه مي‌‌خورد، اما پدر او را قانع كرد كه اجازه بدهيم (مهدي) از حالا كه كودكي بيش نيست، قدرت تصميم‌گيري براي آينده‌اش را داشته باشد و مادر هم به همراه پدر همفكر شدند و اين شد كه دستم را گرفتند و به باشگاه (صحرا) بردند. مربي‌ام و بهتر بگويم استادم (علي‌اكبر سلطاني) به من آموزش تكواندو داد و خيلي زود توانستم كمربندهاي رنگ و وارنگ بگيرم و سرانجام به كمربند مشكي رسيدم و دان‌هاي مختلف... تا امروز هم همچنان زير نظر استاد سلطاني تمرين مي‌‌كنم... چرا كه زندگي ورزشي‌ام را مديون وي هستم.
    
    _ از آن دست ورزشكاراني هستيد كه كلكسيوني از مدال در كارنامه‌ ورزشيتان به چشم مي‌‌خورد، كمي‌ در مورد اين افتخارات توضيح دهيد
    كه خوانندگانمان، بيشتر با آن آشنا شوند؟
    بي‌‌باك: در سال 72 و 73 قهرمان كشور شدم. هيچ‌گاه لبخندها و خوشحالي پدر از يادم نمي‌‌رود، به‌خصوص وقتي كه براي اولين‌بار روزنامه‌ها از من مطالبي نوشتند، پدر و مادر را خيلي خوشحال كرد. پدر به مادر مي‌‌گفت: نگفتم كه اين پسر آينده‌اي روشن دارد...


    در سال 74 به عضويت تيم ملي جوانان درآمدم و به آرزوي چندين ساله‌ام رسيدم، اما افسوس كه پدر، در همان سال از دنيا رفت؛ در مسابقات برون مرزي مالزي، در همان سال به مقام اول رسيدم... در سال 1997 ميلادي به عضويت تيم بزرگسالان درآمدم و در مسابقات جهاني مصر مقام اول دنيا را كسب كردم. زماني كه روي سكو بودم و سرود ملي كشورم پخش مي‌‌شد، به جز افتخار براي كشورم، نگاه پدرم روبه‌روي ديدگانم بود. در همان سال، قهرمان ارتش‌هاي جهان شدم. در بازي‌هاي آسيايي بانكوك در تايلند در سال 98 هم قهرمان آسيا شدم. در سال 2000 در مسابقات جهاني، يك‌بار ديگر طلا به دست آوردم و در سال 2006، هم قهرمان جهان و هم قهرمان دانشجويان شدم، كه در اين بين بايد به آن، مدال‌هاي نقره و برنز جهاني و نقره دانشجويان جهان را هم اضافه كنيد، اما در آوردگاه جهاني، سه بار قهرمان جهان، دو بار نايب قهرمان و يك‌بار سوم جهان شدم...
    
    _ پس المپيك چي؟
    بي‌‌باك: يادآوري‌اش هم براي من مشكل است، با اين‌كه حدود ده سال در تيم ملي بزرگسالان عضويت دارم، اما حضور در المپيك (2000 سيدني) و2004 آتن را به خاطر آسيب‌ديدگي از دست دادم، در بهترين وضعيت روحي بودم كه پيش از آغاز المپيك، دچار آسيب ديدگي شدم؛ فكرش را بكنيد، شايد هر كس جاي من بود، براي هميشه تكواندو را كنار مي‌‌گذاشت، اما عشق به اين ورزش باعث شد تا پس از هر بار ناكامي، دوباره روحيه از دست رفته‌ام را به دست آورم، به‌خصوص پس از المپيك 2004 آتن... مادرم خيلي به من كمك كرد، او هميشه به من مي‌‌گفت(مهدي به ياد پدرت باش كه هميشه مي‌‌گفت، مرد نبايد روحيه‌اش را از دست بدهد)، حال اميدوارم در المپيك (2008 پكن) جبران كنم، چون تنها مدال طلاي المپيك را در كارنامه ورزشي خود كم دارم.
    
    _ گويا اين قهرماني‌ها براي خانواده‌تان عادي شده، همين‌طور است؟
    بي‌‌باك: عادي كه نه، اما هر كدام از اين قهرماني‌ها مزه خاصي داشت... اولين قهرماني در مصر، برايم لحظه‌اي عجيب بود، انگار كه دنيا را به من داده‌اند. قهرماني 2000 هم جالب بود؛ چرا كه پيش از المپيك اين مدال را به دست آوردم، گرچه آسيب ديدگي به من مجال نداد... و قهرماني‌ اخيرم در تايلند هم برايم مزه‌اي ديگر داشت؛ چرا كه از بند مصدوميت رهايي پيدا كرده بودم. از وضعيت آرماني به دور بودم، اما آن‌قدر تمرين كردم كه خودم را براي مسابقات جهاني برسانم و از اين رو كه سعي و تلاشم نتيجه داد خوشحالم... از طرفي، دوباري كه قهرمان جهان شدم، تيم ايران نايب قهرمان جهان شد. در مصر به سال 97، براي اولين‌بار نايب قهرمان جهان مي‌‌شديم و البته در سال 2000 كه براي اولين‌بار قهرمان جهان شديم؛ يعني در طول مسابقات تكواندو در عرصه جهاني و المپيك اين كره‌اي‌ها بودند كه هميشه قهرمان مي‌‌شدند، جز آن يك‌بار... گرچه بايد اضافه كنم، حدود ده سالي است كه ما پس از كره‌اي‌ها، نايب قهرمان جهان مي‌‌شويم اما هم‌اكنون ايران، يكي از قدرت‌هاي تكواندو در جهان به شمار مي‌‌رود...
    
    _ امسال هادي ساعي در تيم نبود؟
    بي‌‌باك: به علت آسيب‌ديدگي، نتوانست در مسابقات شركت كند.


    
    _ تيم امسال با چه مدال‌هايي، دوم جهان شد؟
    بي‌‌باك: با طلاي من و (نفجم) كاپيتان تيم، همچنين يك نقره و يك برنز، دوم جهان شديم...
    
    _ شما تنها در يك وزن، مقام اول جهان را به دست نياورديد، كمي در اين‌باره صحبت كنيد؟
    بي‌‌باك: نه، بار اول در وزن دوم، بار دوم در وزن چهارم و بار سوم در وزن هفتم، قهرمان جهان شدم، اما جالب است كه بگويم در تمامي وزن‌هاي هشتگانه تكواندو براي ايران مقام كسب كردم.
    
    _ تفاوت تكواندوي ايران با كره‌جنوبي در چيست؟
    بي‌‌باك: ببينيد، آنان صاحب اين ورزش هستند، تجربياتشان بيشتر است، از طرفي فدراسيون جهاني و كميته داوران، هميشه با آنان است، اما بچه‌ها، زحمت مي‌‌كشند تا مقام كسب كنند و اين براي ما از ارزش ويژه‌اي برخوردار است. ما سال‌هاست كه براي آنان، هميشه يك مدعي جهاني بوده‌ايم...
    
    _ پس چرا در ايران، مطبوعات كم‌تر به اين ورزش مي‌‌پردازند، ورزشي كه طي سال‌هاي اخير، بيشترين مقام را براي كشور كسب كرد؟
    بي‌‌باك: البته اين وضع تنها در ايران نيست، در همه كشورها، ورزش اول آنها فوتبال به حساب مي‌‌آيد، اما در ايران اين توجه به فوتبال بيش از حد است... به نظر من اين ديگر جزو كم‌لطفي‌ رسانه‌هاست، ما در طول سال‌هاي اخير با كم‌ترين هزينه و امكانات، حتي از كشتي و وزنه‌برداري، به افتخارات بيشتري نايل شديم؛ ما توانستيم در مسابقات جهاني 2000 و دانشجويان به سال 2006، كره‌اي‌ها را به زير بكشيم. اين كار آساني نبود، اما گويا ديگر براي مطبوعات عادي شده كه ما يا قهرمان مي‌‌شديم يا نايب قهرمان... شايد به اين علت از تكواندو كم‌تر مي‌‌نويسند، البته اين وضعيت در رابطه با ساير ورزش‌ها نيز به همين صورت است.
    
    _ اين برخورد در رسانه‌هاي خارجي چگونه است؟
    بي‌‌باك: خيلي بهتر است. زماني كه ما عازم سفرهاي برون‌مرزي مي‌‌شويم، آنان از تكواندو ايران به عنوان يك تيم پر مدعا ياد مي‌‌كنند و همه بر اين باورند كه تنها ما مي‌‌توانيم حريف كره‌اي‌ها شويم... اميدوارم داخلي‌ها از ما بيشتر بنويسند و به تكنولوژي، توجه ويژه‌اي داشته باشند.
    
    _ چرا در جريان رقابت‌هاي جهاني، در بين ورزش‌هاي رزمي، تكواندو از حساسيت بيشتري برخوردار است؟ با توجه به اين كه كاراته سابقه طولانيتري دارد.
    بي‌باك: به اين دليل كه تكواندو المپيكي شده، در ‌حالي كه كاراته هنوز به اين موقعيت دست پيدا نكرده است.
    
    _ بي‌‌باك 29 سال سن دارد، تا چه زماني مي‌‌خواهد ادامه بدهد؟
    بي‌‌باك: تا هر زمان كه بدنم پاسخ دهد، اما به طور حتم تا المپيك 2008 پكن در ميدان خواهم ماند؛ چرا كه تنها مدال المپيك در كارنامه‌ ورزشي من به چشم نمي‌‌خورد.


    هر كس جاي من بود، شايد پس از آن آسيب‌ديدگي شديد و دوري دو ساله از ميادين ورزشي، ديگر سراغ تكواندو نمي‌‌رفت، من اگر آن زمان تكواندو را كنار مي‌‌گذاشتم، ديگر هيچ‌وقت خودم را نمي‌‌توانستم ببخشم؛ گرچه جا دارد طي اين مدت از زحمات مادر عزيزم سپاسگزاري كنم، كه طي دوران مصدوميت، هر روز درس اميد به زندگي را از او مي‌‌آموختم، او هر روز برايم از آرزوهاي انسان‌ها صحبت مي‌‌كرد و خوشحالم كه حالا مزد زحمات خود را دريافتم، شايد اگر حضور او نبود، هيچ‌گاه نمي‌‌توانستم از بند مصدوميت، رهايي پيدا كنم و هيچ‌گاه اميدم را براي ادامه دادن به اين ورزش به دست نمي‌‌آوردم.
    
    _ راستي بچه‌هاي برادرانت، نظرشان نسبت به عمو مهدي چيست؟
    بي‌‌باك: يكيشان نه ساله و ديگري ده ساله است، اما فيزيك بدنيشان در حال حاضر اين اجازه را به آنها نمي‌‌دهد كه اين ورزش را دنبال كنند...
    
    _ و در پايان...
    بي‌‌باك: از همه افرادي كه برايم زحمت كشيدند تشكر مي‌‌كنم، مي‌‌ترسم نام ببرم، چون ممكن است تعدادي از آنها از قلم بيفتند. از خانواده، از مربيان، مسئولين و... كه در موفقيت من نقش مهمي ايفا كردند.

مهدی بی باک در کنار مادرش:

مهدی بی باک در دوران کودکی:

مهدی بی باک و کلکسیون افتخاراتش:

و بازگشت از قطر با آن همه ناداوری در حقش:


 پیروز قربانی:با هیچ تیمی مذاکره نکرده ام.((در گیر امتحانات دانشگاهی هستم))(منبع:استقلال جوان)

چه خبر پیروز!

سلامتی خبری نیست جز درس خواندن من.

مثل اینکه بدجوری سرگرم خواندن دروس دانشگاهی ات هستی؟

دقیقا همین طور است که می گویی فصل امتحانات است و تمام وقتم را گرفته است.

فکر می کنی در امنتحانات موفق باشی؟

من که تمام هدفم این موضوع می باشد و دعا کنید این اتفاق رخ دهد.

به امید خدا لیسانس خواهی گرفت؟

بالاخره می گیرم.

با این وضعیت به طور حتم دور فوتبال را هم خط کشیده ای؟

بله فقط و فقط مطالعه مطالعه و مطالعه  همین و بس.

می گویند با صبا باتری مذاکراتی را انجام داده ای تا فصل آینده در این تیم توپ بزنی؟

این موضوع صحت ندارد.

با سپاهان چه طور؟

تمام این شایعاتی که درباره مذاکراتم با تیم های مختلف شنیده می شود صحت ندارد.من آنقدر سرگرم درس خواندن هستم که ذره ای به فوتبال فکر نمی کنم.

می گویند فصل آینده تحت هیچ شرایطی در استقلال نخواهی ماند؟

کی گفته؟

در مطبوعات نوشته می شود!

باور نکنید.

خودت گفته در استقلال نخواهی ماند.

نگفته بودم به صورت صد در صد از استقلال جدا می شوم گفته بودم باید با مسئولان آبی پوشان به صحبت بپردازم و اگر توافقات حاصل شد می مانم.

پیروز قربانی دوست دارد چه اتفاقی رقم بخورد؟

خب من سالهاست در استقلال بازی می کنم در تیم های پایه آبی پوشان عضویت داشته ام و بهترین سالهای زندگی ام را با آبی پوشان بوده ام.با این صحبت ها به نظر شما دوست داریم بمانم یا نه؟

این مسلم است که قربانی دوست ندارد پیراهن استقلال را از تنش در بیاورد؟

بله واقعا امیدوارم وقتی می خواهم با مسئولان تیم به صحبت بپردازم مذاکرات به گونه ای پیش برود که قرار دادم را تمدید نمایم.

برای تمدید قرارداد چه شرط هایی داری؟

این موضوعی است که به آقای فتح اله زاده خواهم گفت ایشان را سال هاست که می شناسم و احترام ویژه ای برایشان قایل هستم پس از صحبت ها با حاجی اتفاقات خوشایندی رخ می دهد.

چقدر برای تمدید قرار داد با استقلال مسائل مالی را در نظر می گیری؟

مسائل مالی برایم اهمیت ویژه ای دارد اما چیزهای دیگری هم وجود دارد.

حرفی دیگر؟

ندارم مرسی از اینکه زنگ زدید.


عکسهای تمرین تیم ملی:

 


فریدونزندی عصر دیروز تو تمرینات تیم ملی دچار مصدومیت شد.

او از ناحیه ی زانو مصدوم شده که جزئیه

فریدون دیروز با صلاحدید پزشک تیم تمرین رو ترک کرد.امیدوارم زودتر خوب شه

    فعلا بای بای

نوشته شده توسط روژین در 9:1 | | لینک به این مطلب
یکشنبه سوم تیر 1386
فریدون در نشست مطبوعاتي عصر امروز
 

سلام بچه ها امروز روز خوبی بود صبح خواستم که به غریو زنگ بزنم آخه مهمونش علی انصاریان بود ولی متاسفانه من نتونستم صحبت کنم چون علی آقا زود اومده بود و قبل از تلفن من رفته بودولی عوضش عصری به مجله جام برتر زنگ زدم آخه حوصله ام سر رفته بودو مهمونش حامد کاویانپور بود و با حامد کاویانپور تلفنی صحبت کردم من استقلالی کجا کاویانپور کجا؟

اول خانومه گفت سوالتو بگو منم گفتم آقای کاویانپور تو استقلال بیشتر از همه با کی رفیق ترن بعد خانومه گفت استقلالی هستی منم گفتم بلهبعد گفت یه استقلالی کارتون داره بعد با کاویانپور حرف زدم اون گفت توی استقلال مثلا رحمتی راستی استقلاله هنوز(فوتبالیسته کشورو شوته)بعد گفتم بله بعد گفت با بیشترشون رفیقم مخصوصا با اونایی که تو اردوی تیم ملی بودم.

....................وحالا اینم جواب فریدون در نشت مطبوعاتی امروز:

زندي‌:
دوست دارم در جناح چپ بازی کنم

مهر -‌هافبك تيم‌ملي فوتبال كشورمان گفت‌: از اينكه پيشنهاد بازي در تيم‌ملي فوتبال ايران را قبول كردم به هيچ عنوان پشيمان نيستم و خود را يك ايراني مي‌دانم‌.
فريدون زندي افزود‌: حضورمن در تيم‌ملي فوتبال ايران صد درصد درست بوده است‌. پيش از اينكه اين تصميم را بگيرم خيلي فكر كردم و بعد از بازي برابر بحرين به اين نتيجه رسيدم كه كار من درست بوده است‌.
وي ادامه داد‌: خيلي خوشحالم كه تيم‌ملي ايران را همراهي مي‌كنم و به هيچ عنوان به اين مسأله فكر نمي‌كنم كه براي تيم‌ملي ايران بازي بكنم بهتر است يا تيم‌ملي آلمان‌. ايران كشور من است و از اين مسأله بسيار خرسندم‌.
هافبك تيم‌ملي فوتبال كشورمان در خصوص دلايل حضور خود در مسابقات فوتبال باشگاه‌هاي قبرس گفت‌: من در تيم كوبلنز آلمان بازي مي‌كردم كه به درخواست مربي آلماني تيم آپولون به اين تيم پيوستم‌. مهم‌ترين دليل من براي رفتن به قبرس آماده كردن خود پس از گذراندن يك دوره مصدوميت طولاني مدت بود‌.
وي تأكيد كرد‌: در حال حاضر كه قراردادم با تيم آپولون قبرس به پايان رسيده ديگر قصد ماندن در اين كشور را ندارم و به تيمي ديگر مي‌پيوندم‌. در اين ارتباط با چند تيم مذاكراتي داشته‌ام كه دو مورد از آنها تيم‌هاي بوندس ليگايي هستند‌.
زندي در مقايسه امير قلعه‌نوعي با برانكو گفت‌: برانكو يك مربي خوب بود و نتايج خوبي با تيم‌ملي گرفت‌. از ديد من قلعه‌نوعي نيز يك مربي بزرگ است‌.
وي افزود‌: پس از جام جهاني ديگر به تيم‌ملي دعوت نشدم‌. با اينكه قلعه‌نوعي مرا براي بازي دوستانه با قطر دعوت كرد در اين بازي توانايي خود را نشان دادم و ثابت كردم مي‌توانم براي تيم‌ملي بازي كنم‌.
هافبك ملي پوش فوتبال كشورمان در خصوص شايعه حضورش در برخي از تيم‌هاي ايراني گفت‌: تا به امروز با هيچ تيم ايراني مذاكره نكرده‌ام و شايعاتي كه در اين رابطه مطرح مي‌شود تكذيب مي‌كنم‌. من مي‌خواهم فعلاً در اروپا بازي كنم‌. براي من زود است كه به ايران بيايم‌. حداقل 3 سال ديگر در فوتبال اروپا حضور خواهم داشت‌.
زندي خاطرنشان كرد‌: در خصوص شرايط ايران آگاهي خاصي ندارم و تنها براي بازي‌هاي ملي دو تا سه هفته به ايران مي‌آيم‌. براي بازي در اين كشور بايد نسبت به شرايط اين كشور آگاهي پيدا كنم‌.
وي با تأكيد بر اين نكته كه روزي براي بازي به ليگ ايران خواهد آمد اذعان داشت: تا به امروز فكر نكردم در كدام تيم ايراني بازي كنم اما تمايل دارم در فوتبال ايران نيز تجربه بازي داشته باشم‌.
هافبك تيم‌ملي فوتبال كشورمان با تكذيب شايعه تهديد به مرگش در كشور قبرس گفت‌: نمي‌دانم اين شايعه از كجا شكل گرفته است‌. من هيچ مشكلي در قبرس نداشتم‌. زندگي در اين كشور بسيار راحت است و فوتبال خوبي دارد‌. در ليگ قبرس بازيكناني از بلغارستان، روسيه و مجارستان حضور دارند و سطح مسابقات در آنجا بالاست ولي با اين وجود با اتمام قراردادم ديگر در قبرس نمي‌مانم‌.
زندي تصريح كرد‌: براي اينكه در تيم‌ملي چه پستي بازي كنم مربيان با من هيچ صحبتي نداشتند‌. من مي‌توانستم در كنار عليرضا واحدي نيكبخت به عنوان‌هافبك چپ بازي كنم اما در حال حاضر كه نيكبخت مصدوم شده نمي‌دانم مربيان در چه پستي از من استفاده خواهند كرد‌. من دوست دارم‌هافبك چپ باشم اما تصميم گيرنده اصلي سرمربي است و من نمي‌توانم در مورد‌تركيب تيم نظر بدهم‌

فعلا بای بای..........................

نوشته شده توسط روژین در 11:17 | | لینک به این مطلب
شنبه دوم تیر 1386
مصاحبه با فریدون زندی
سلام بچه ها متاسفانه تیم خوب فولاد خوزستان به دسته ۱ سقوط کرد واقعا من یکی ناراحت شدم چون فولاد بازیکنای شایسته ای چون:عادل کلاه کج پزمان منتظری و فابیو جان واریو (بازیکن بزیلی چپ پا و بازیش خیلی به فریدون شباهت داشت)امیدوارم که تیم فولاد فصل بعد دوباره به لیگ برتر صعود کنه و خبرای از این باشگاه دارم:

بازگشت ایناسیو به پرتغال

ایپنا- آگوستو ايناسيو سرمربي تيم فوتبال فولاد بعد از شكست مقابل راه‌آهن به پرتغال بازگشت‌.
سرمربي پرتغالي تيم فوتبال فولاد خوزستان بعد از شكست در فينال پلي‌آف مقابل راه‌آهن كه به سقوط اين تيم به رقابت‌هاي ليگ دسته اول منجر شد، پنجشنبه شب به همراه دستيارانش به پرتغال بازگشت‌.
ايناسيو يك سال ديگر با فولاد قرارداد دارد و قرار است وي يك ماه ديگر به ايران بازگردد و تكليف قرارداد خود را با باشگاه فولاد مشخص كند‌.
همچنين 3 بازيكن خارجي فولاد فابيو جان ‌واريو، پيتر ورا و فابيو همپل نيز صبح روز گذشته به كشورشان بازگشتند‌. قرارداد پيتر ورا و فابيو همپل با فولاد به پايان رسيده و باشگاه فولاد تمايلي به تمديد قرارداد با اين 2 بازيكن ندارد اما فابيو جان واريو يك سال ديگر با فولاد قرارداد دارد و با آغاز دور جديد تمرينات فولاد به ايران بازخواهد گشت‌.
گفتني است فولاد با قبول شكست مقابل راه‌آهن به ليگ دسته اول سقوط كرد‌.


مصاحبه با فریدون زندی:

از لحاظ آمادگي جسماني هيچ تفاوتي با جام جهاني نكرده‌ام
زندي:
توانايي‌هاي فني‌ام را محدود به فوتبال قبرس نمي‌كنم
ديگر آن جوان خجالتي و گوشه‌گير 3 سال پيش نيست، او دريافت كه با بازي در تيم ملي اميران به اصالت واقعي خود دست پيدا كرده و كم‌كم در جناح چپ خود را به عنوان يك مهره كليدي و تأثيرگذار به فوتبال آسيا مي‌شناسد.

پس از دوران پرفراز و نشيبي كه در فوتبال آلمان و رقابت‌هاي بوندس ليگاي 2 با پيراهن تيم‌هاي لوبك و كوبلنز داشت به يكباره سر از فوتبال قبرس در آورد. جايي كه در فوتبال اروپا نتوانسته جايگاهي براي خود دست و پا كند و همگان اين ليگ را يكي از پايين‌ترين رقابت‌هاي اين قاره تلقي مي‌كنند.

 

در خلال تمرينات تيم ملي، گروه فوتبال خبرگزاري ورزش ايران (ايپنا) دقايقي با فريدون زندي هافبك حال حاضر تيم آپولون قبرس به گفت و گو پرداخت كه ماحصل صحبت‌هاي انجام شده از نظرتان مي‌گذرد:

 

براي علاقه‌مندان به فوتبال ايران هنوز جاي سوال دارد كه چرا فريدون زندي با داشتن سابقه بازي در تيم‌هاي بوندس‌ليگا 1 و 2 آلماني مثل اس، وي ميپن، فرايبورگ، لوبك، كايزرسلاترن و كوبلنز به يكباره سر از ليگ قبرس درآورد؟

خوب به هر صورت پيشنهاد تيم آپولون را به واسطه "برند اشتايگر" آلماني كه آن را هدايت مي‌كرد دريافت كردم و به ليگ قبرس رفتم، او به من پيشنهاد كرد كه پس از 6 ماه بازي در اين ليگ مي‌توانم بار ديگر به فوتبال اروپا و بالاترين سطح آن بروم.

 

اما اكثر بازيكنان ايراني مثل جواد نكونام، علي كريمي و آندرانيك تيموريان با بازي در جام جهاني به اوساسونا، بايرن مونيخ و بولتون واندررز راه پيدا كردند، پس چرا اين حال براي تو اتفاق نيفتاد؟

گفتم شرايط آپولون به لحاظ حضور سرمربي آلماني‌اش برايم راحت‌تر بود و من پذيرفتم كه براي مدت كوتاهي در ليگ قبرس بازي كنم.

 

آپولون در اين فصل چطور تيمي بود و آيا تواست از لحاظ فوتبالي تو را ارضاء كند؟

اين تيم با هر فراز و نشيبي كه بود در ليگ قبرس چهارم شد و تا حدودي توانست انتظارات را برآورده كند، من به شخصه توانايي‌هاي فوتبال و فني‌ام را محدود به ليگ قبرس نمي‌كنم و به زودي با تصميم جديدي درخصوص آينده دوران حرفه‌اي خود باز هم همان فريدون زندي مي‌شوم كه همه انتظارش را  دارند.

 

براي تمديد قراردادت با آپولون فكري كرده‌اي، گويا مافياي فوتبال قبرس تو را به مرگ تهديد كرده‌اند؟

بله، اين اتفاق مربوط مي‌شود به پايان رقابت‌هاي ليگ قبرس كه با تماس‌هايي تلفني تهديد به مرگم كردند، اما من هنوز هيچ تصميمي درخصوص تمديد قراردادم با آپولون نگرفته‌ام و فقط به بازي در تيم ملي و جام ملت‌هاي آسيا مي‌انديشم.

 

اكثر كارشناسان فوتبال كشورمان معتقد هستند كه زندي از دوران اوجش در جام جهاني فاصله گرفته و ديگر آن هافبك آماده نيست، اين مسأله در ديدارهاي دوستانه مقابل قطر و مكزيك از نگاه آنها بيشتر نمود پيدا كرده بود؟

من اين مسأله را قبول ندارم، سرمربي تيم ملي در صحبت پاياني‌اش در اين ديدارها از عملكردم رضايت داشت و گفته بود خواسته‌هاي او را به خوبي به اجرا گذاشتم.

 

اما مسأله طور ديگري است و قلعه‌نوعي در اظهارنظري تلويزيوني گفت كه زندي از دوران اوجش فاصله گرفته بود؟

راست مي‌گوييد، تازه اين مسأله را مي‌شنوم، اگر اين طور هست كه گفتيد بايد تلاش بيشتري كنم تا به حد ايده‌آل قلعه‌نوعي برسم.

 

راستي چه نظري درخصوص ديدار مقابل مكزيك داري و چرا تيم ملي 4 گل از اين تيم دريافت كرد؟

آنها به مراتب از تيم ملي كه در سن لوئيس به ميدان رفت قوي‌تر بودند و فكر مي‌كنم تنها "رافائل ماركز" دفاع مركزي بارسا را در اختيار نداشتند، به هر ترتيب تيم ملي ايران با تركيبي متحول شده مقابل آنها ظاهر شد و نتيجه در مقابل مكزيك در درجه بعدي قرار داشت.

 

چرا ديدار مكزيك، قلعه‌نوعي مي‌توانست بازيكنان جديد را در ديداري آسانتر آزمايش كند؟

اين درجه ريسك‌پذيري جوان‌ترين مربي تيم ملي را در سال‌هاي اخير نشان مي‌دهد، او تنها هدفش پيدا كردن تركيب اصلي تيم ملي در آستانه رقابت‌هاي جام ملت‌هاي آسيا بود و بايد در يك مصافي سخت و دشوار گزينه‌هاي احتمالي خود را آزمايش مي‌كرد.

 

تيم ملي قرار است روز هفتم خردادماه مقابل غنا به ميدان برود، اين ديدار چقدر مي‌تواند در بهبود وضعيت تاكتيكي تيم ملي به كادر فني و بازيكنان كمك كند؟

آنها يك فوتبال قدرتي و تكنيكي برگرفته از قاره آفريقا را به نمايش مي‌گذارند و قدر مسلم حرف‌هاي زيادي براي گفتن مقابل ما خواهند داشت.

 

بازيكناني مثل "اوسي ساموئل كوفور"، "ميشائيل اسي‌ين"، "مايكل آپيا" سرآمد بازيكنان تيم ملي اين كشور هستند كه در حال حاضر در ليگ‌هاي معتبر اروپايي بازي مي‌كنند و قدر مسلم رويارويي با آنها تجربه جديدي را در اختيار ما قرار خواهد داد.

 

تيم ملي ايران سي و يک سال است كه در رقابت‌هاي جام ملت‌هاي آسيا طعم قهرماني را نچشيده است، چقدر شانس قائل هستي كه ما بتوانيم به اين جايگاه دست پيدا كنيم؟

با اين تركيبي كه نزديك به 70 درصد استخوان‌بندي جام جهاني آلمان را در اختيار دارد فكر مي‌كنم قلعه‌نوعي بتواند به اين قهرماني دست پيدا كند و باز هم فوتبال ايران در آسيا حرف اول را بزند.

 

فكر مي‌كني كدام تيم‌ها سد راه ايران بشوند و كار را براي قهرماني تيم ملي دشوارتر كنند؟

ژاپن، استراليايي كه تازه بازي در آسيا را تجربه خواهد كرد همراه با كره جنوبي و عربستان قطعا با تركيبي كامل در اين رقابت‌ها حاضر خواهند شد و اين قطعا جذابيت‌هاي جام ملت‌هاي آسيا را افزايش مي‌دهد.

 

تيم ملي ايران هم بي‌تجربه نيست و از آنجايي كه بازيكنان اصلي تركيبش تجربه بازي در كالچو، لاليگا، بوندس‌ليگا و ليگ برتر انگلستان را دارند قطعا مقابل رقباي نامي خود عقب نمي‌كشند و از حيثيت فوتبال كشورمان كه در حال حاضر تيم اول رنكينگ فيفا در آسيا است دفاع خواهند كرد.

فعلا بای

نوشته شده توسط روژین در 10:28 | | لینک به این مطلب